داستان کوتاه
-
داستان کوتاه درمورد صلاح خداوند
صلاح خداوند روزی مردی با مشاهده آگهی شرکت مایکروسافت برای استخدام یک سرایدار به آنجا رفت. در راه به امید…
بیشتر بخوانید » -
داستان کوتاه درمورد خانم معلم
خانم معلمی دریکی از مدارس که از زیبایی و اخلاق عالی بهرهای کافی داشت،.. اما تاکنون مجرد مانده بود… دانشآموزانش…
بیشتر بخوانید » -
داستان کوتاه درمورد مشکل چاه روستا
مشکل چاه روستا در زمانهای دور، روستایی بود که فقط یک چاه آب آشامیدنی داشت. یک روز سگی به داخل…
بیشتر بخوانید » -
داستان کوتاه درمورد مورچه و عسل
قطره عسلی بر زمین افتاد، مورچه ی کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود، اما مزه ی…
بیشتر بخوانید » -
داستان کوتاه درمورد ریسمان های پاره
ریسمان های پاره مردی کنار بيراهه ای ايستاده بود ابليس را ديد که با انواع طنابها به دوش در گذر…
بیشتر بخوانید »