انشا

انشا درباره من تعطيلات نوروز را اينگونه گذراندم کلاس دوم با مقدمه و بدنه و نتیجه گیری

در این مطلب از سایت موضوع، انشا درباره من تعطيلات نوروز را اينگونه گذراندم برای شما آماده نموده ایم. امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد.

✍انشا درباره من تعطيلات نوروز را اينگونه گذراندم✍

مقدمه:
تعطیلات نوروز امسال خیلی شاد و پر از خاطره‌های قشنگ بود. وقتی تعطیلات شروع شد، همه خانه‌مان را تمیز و مرتب کردیم. مامان سفره هفت‌سین زیبایی چید که توی آن سیب، سکه، سمنو، سنجد و ماهی قرمز گذاشت. هر وقت به سفره هفت‌سین نگاه می‌کردم، از دیدن ماهی قرمز کوچولو که شاد و سرحال می‌چرخید، خوشحال می‌شدم.

بدنه:
در روز عید، لباس‌های نو پوشیدم و با خانواده‌ام به دیدار بزرگترها رفتیم. وقتی به خانه مادربزرگ رسیدیم، همه دور هم جمع شده بودیم و مادربزرگ به ما عیدی داد. خیلی خوشحال شدم چون هم عیدی گرفتم و هم با بچه‌های فامیل بازی کردم. ما با هم خندیدیم و دویدیم و حسابی خوش گذراندیم.

یکی از بهترین قسمت‌های تعطیلات این بود که با خانواده به سفر رفتیم. ما به یک شهر زیبا و سرسبز رفتیم که هوا خیلی خوب بود و پر از گل‌های بهاری بود. در آنجا با پدرم بادبادک بازی کردیم و در کنار رودخانه پیک‌نیک داشتیم. صدای آب رودخانه و بوی گل‌ها خیلی لذت‌بخش بود.

در این تعطیلات، من به حیاط خانه‌مان هم رفتم و با دوستانم فوتبال بازی کردیم. آسمان آبی بود و نسیم ملایمی می‌وزید. بازی با دوستانم خیلی هیجان‌انگیز بود و کلی خوشحال بودم.

نتیجه گیری:
در تعطیلات نوروز، لحظه‌های شاد زیادی داشتم و کنار خانواده و دوستانم از این روزها لذت بردم. امیدوارم هر سال نوروز همین‌قدر خوشحال و پر از خاطره‌های خوب باشد!

✍انشا دوم درباره من تعطيلات نوروز را اينگونه گذراندم✍

مقدمه:
تعطیلات نوروز امسال خیلی برای من جالب و شاد بود. از همان اول که تعطیلات شروع شد، مامان و بابا خانه را حسابی تمیز کردند. ما همه چیز را مرتب کردیم و خانه پر از بوی خوش تمیزی شد. من هم کمک کردم و وسایلم را جمع کردم. بعد از تمیز کردن، مامان سبزه درست کرد. هر روز به سبزه‌ها آب می‌دادم و می‌دیدم که چطور رشد می‌کنند.

بدنه:
وقتی عید آمد، همه ما لباس‌های نو پوشیدیم. مامان و بابا برای من یک پیراهن قشنگ خریده بودند که خیلی دوست داشتم. وقتی سفره هفت‌سین را چیدیم، من خیلی خوشحال شدم. سیب، سبزه، سمنو، سنجد و همه چیزهای دیگر را کنار هم گذاشتیم. تخم‌مرغ‌های رنگی هم در سفره بود و من با آن‌ها بازی می‌کردم.

در روزهای عید، به دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفتیم. وقتی آنجا بودیم، کلی خوش گذشت. پدربزرگ برایم عیدی داد و مادربزرگ شیرینی‌های خوشمزه پخت. با بچه‌های فامیل هم بازی کردیم و حسابی خندیدیم.

یکی از بهترین قسمت‌های تعطیلات، رفتن به پارک بود. هوا خیلی خوب و بهاری بود و من با دوچرخه‌ام در پارک می‌چرخیدم. گل‌های رنگارنگ در پارک شکفته بودند و همه جا پر از بوی گل و تازگی بود.

نتیجه گیری:
تعطیلات نوروز برای من پر از شادی، بازی و دید و بازدید با خانواده بود. این روزها همیشه در خاطرم می‌ماند و هر وقت یادش می‌افتم، لبخند روی صورتم می‌آید.

امیدواریم که این انشا مورد پسند شما قرار گرفته باشد.

به این مقاله امتیاز دهید

دوره آموزش مکالمه عربی اماراتی با لهجه خلیجی

دوره آموزش مکالمه عربی اماراتی با استاد ریحانه علی؛ یادگیری سریع لهجه خلیجی و مکالمات روزمره.

آموزش زبان عربی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا